تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - مطالب خودمونی

خودمونی ,

سلام

برام سئواله شمایی که پشت میزای ارشد نشستین و صبح تا شب پشت نت هستین یه وقت نمی کنین بیایین همکلاسیا؟

بچه ها

ادامه عکس رو تو سایت جریان ببینید!

یا حــــق


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 مرداد 1389 و ساعت 02:32 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی , خاطرات شخصی ,

سلام

آقا تموم شد!...
به قول آن دوست محترم:
آزادی کجایی... آزادی...

ایشالا همه رجل از این سد (اگه رد نشدن) به سلامتی بگذرن!
دوستان می تونن تکرار کنن:
سربازی سر بازی سرسره بازی سر سربازی را شکست

شاد باشید

یا حــــــــــــــق



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 و ساعت 09:50 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

با سلام خدمت دوستان و همکلاسی های چون خودم بی وفا
خوبید؟خوشید؟
ایشاالله که خوب باشید و دغدغه هاتون با بالارفتن سنتون کوچیکتر بشه.
از احوالات اینجانب هم اگه خواسته باشید در حال حاضر ملالی نیست جز غم فراق دوستان و دوری از فضای پرخاطره و برنگشتنی دوران دانشجویی.
خیلی وقت بود  دلم هوای وبلاگمونو کرده بود یاد همه ی خاطرات خوب و بدی که به واسطه این فضای مجازی بینمون اتفاق افتاد بخیر...( ولی از حق نگذریما چه دل خوشی داشتیم حالا که برخی از پستها رو مرور میکنم میبینم بعضا خوشمون می اومده به هم گیر بدیم اونم از نوع سه پیچش!!!)
شماها چیکار میکنید؟؟؟ با ارشد چیکار کردید؟ ایشاالله که هرکسی که تلاششو کرده نتیجشو هم بگیره. از الان گفته باشم حق ندارید خودتونو واسه ماهایی که امسال هم امیدی به قبولی ندارند بگیریدا !!!
اگه لایق دعا شدن هستم واسم دعا کنید که با بحرانی که پیش روم قرار گرفته کنار بیام و خداهم مثل سابق نظر لطفشو از من دریغ نکنه(راستی دریغ با غ نوشته میشه یا با قاف!!!)
در پایان بهاریه ای رو هم تقدیم به موعود مهربونمون میکنم و امیدوارم که در واپسین ساعات این سال  و آغاز سال جدید انتظار دیرینمون به پایان برسه و چشمامون به دیدنش روشن بشه
باشدکه روزی فرابرسه که طعم تلخ چشم انتظاری رو فقط و فقط و فقط به واسطه نیومدن آقا تجربه کنیم نه هیچ چیز دیگه ای...

امسال هم بدون تو تحویل میشود؟/ زهرا بیدکی
عشق از من ونگاه تو  تشکیل می شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می شود

وقتی به داستان نگاه تو می رسم
یکباره شعر وارد تمثیل می شود

ای عابر بزرگ که با گامهای تو...
از انتظار پنجره تجلیل می شود

تاکی سکوت و خلوت این کوچه های سرد
برچشم های پنجره تحمیل میشود؟

آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل می شود؟

بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل می شود

"آنروز هفت سین اهورایی بهار
موعود!با سلام تو تکمیل می شود"

تعجیل در فرجش صلوات
التماس دعای خیر و نوروز باستانی پیشاپیش مبارک

یامهدی(عج) 

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 02:25 بعد از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 و ساعت 08:00 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلام بر دوستان

نمی دونم خوابیده اید یا بیدارید، کجایید، انشاالله هر کجا هستید سلامت باشبد!
اینجا که سر نمی زنید، حال ما سبکبالان... رو بپرسید...
نپرسیده خود گویم، شکر خدا خوبیم!  مریضی ای آمد و حال ما سخت بپرسید و رخت برداشت!!!

در ولایاتتان آب و هوا چطور هست!
راستی گاو مشت حسن حالش خوبه!

وراستی دوم اینکه روز درخت کاری نزدیکه...!!!

یا حــــــــــق


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 و ساعت 12:10 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی , پیرامون وبلاگ ,

سلام به همه دوستان با فرمت های مختلف!
والا حق با علی یه! این وبلاگ که برای ما چند نفر که نیست!
برای همه همکلاسیاست... شما هم شرکت کنید...
در باب آش خوری هم، والا ما که علاقه به آش داریم! ولی تا حالا به ما آش ندادن!
در باب دهن سوختن! فعلا که زیاد داغ نبوده، خدا رو شکر!

در باب همدیگه رو دیدن، این ایده خیلی خیلی قشنگیه که خیلی وقته پیش با محمد و علی (اگه یادشون باشه) تابستون پارسال و شایدم پریسال، تو خوابگاه با هم در این باره صحبت کردیم. حتی اسکریپت لحظه شمارشم خیلی وقت پیش آماده کرده بودمم که اگه قضیه نهایی شد بزارم تو وبلاگ.
مثلا ...420310 ثانیه تا با هم بودن!

 اگه بچه ها پایه باشن خیلی عالی می شه. درباره زمانشم یه تاریخ خیلی خوب در نظر دارم...
فقط بچه ها بگن پایه ان و دستگیره نیستن!!!

ولی فکر کنین؛ 2 یا 3 سال دیگه...
با خانماتون بیان، شاید بعضی از بچه ها با کوچولوهاشون بیان!!!

منتظر نظراتتونم تا بعدش تاریخ و مکان و ساعت رو بگم...

یا حــــــــــــــق

نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مرداد 1388 و ساعت 05:24 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ جمعه 9 مرداد 1388 و ساعت 05:51 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , خودمونی , پیرامون وبلاگ ,

سلام کوچولو ها شنیدم فارق التقغصسیر شده اید
تبریک آشخورون به پسران نا ارشد و تبریک  ترشیخورون برای اونوری ها
آیا دفترچه قسط شمااومده یا ارزش تحصیلی رو فرستاده اید اگر نه هر چه زودتر اقدام مبذول نمایید چون به علت دوران تورکود ممکن است هزینه پست بره بالا
راستی اگه می خواهید به بهانه ارشد تو خونه بمونید این توصیه من به شما این است یک وقت ممکن است یکی شما رو ببینه وازتون خوششششششششش بیاد وشما هم علیرغم میل باطنی خودتون شما هم ازش خوشتتتتتتتتون بیاد
واگه دوست ندارید آش بخورید دنبال چند برادر باشید (حداقل 3 نفر واحد) تا از معافی استفاده کنید یا اینکه داماد خانواده ای بشین که پسرشون شهید شده باشه(البته مجرد بوده باشه ها)((شرایط جدیده معافیته دیگه))
گذشته ها گذشت
از اولین کلاسمون کلاس ادبیات فارسی دکتر حق جو ساعت 10 روز یکشنبه به مورخه ی 2/7/84
اولین اردومون تو سیسنگان با استاد کاویانی تو ترم دوم
وقت گذرونی با استادهای...
و ...و ...و ...
راستی تو اون عکس دسته جمعی هستین یا نه؟
علیرضا اونم بنداز تو سایت!!!!!البته اول آشتو بخور بعد!!!!(تذکر به مدیر سایت!!!!)(خودمم خواهد خورد!!!!!)(دیر یا زود داره اما سوخت سوز نداره!!!)(آش خالته بخوری پاته نخوری پامه!!!)
ترشی نخورین یه چیزی میشین(البته پسرها!!!اون وری ها که خودشون...)
البته این سایت فقط مال منو مشاورم(پروفسور آشنخورده ولی دهن سوخته رحمانی و اون یکی مشاورم آش خورده و دهن نسوخته البته تا اونجایی که ما میدونیم علیرضا )و خرخونه  وراجه خضما (یاس -ر توکلی)نیست
دیگه وقت ندارم مشاور اولم صدام میکنه باید برم...
چند ساعت بعد به این نتیجه رسیدیم که یه روزی رو تا 3سال آینده تعیین کنیم که همه دوباره دور هم جمع شیم و خوش بگذرونیم
در صورت تزویج ,مزدوج خودتونو هم بیارین(البته اگه هنوز بچه دار نشدین تا اون موقع)
موفق باشید و EFQMرو هم در خودتون اجرا کنید
در پناه حق
با تشکر از مشاور اولم

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 تیر 1388 و ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلام بر همه دوستان عزیز تر از جان
فکر کنم که همهتون بدونین الان کجا هستم!
برای اونایی که نمی دونن بگم که از 1 اردیبهشت رفتم سربازی و الان اونجایم...
آموزشی پادگان هاشمی نژاد نیشابور (هتل باغرود!) هستیم...
هم اکنونم یه مرخصی 30 ساعته اومدیم زیارت امام رضا (ع) مشهد...
برای همتون آرزوی موفقیت و پیروزی می کنم...
خبرای جالبی از فعالیت بعضی از بچه ها شنیدم، که خیلی برام جالب بود
ضمنا این وبلاگ رو هم سوت و کور نکنید!
یا حـــــــــق

سربازی

این کاریکاتورم برای خنده نگاه کنید!

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت 1388 و ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلام
حدود یه ماه از امتحان ارشد می گذره...
نمی دونم ارشد رو چی کار کردین، خوندین رفتین سر جلسه یا مثل من نخوندین!
من که از خودم بگم قراره برم خدمت مقدس!
شما چی کار می کنین؟!
خونه این؟ جایی مشغولین؟ برنامتون برای آینده چیه؟
ولی خداوکیلی به این همکلاسیا هم سری بزنید! باور کنید چند دقیقه هم طول نمی کشه!
براتون بهترین آرزو ها رو دارم...
پیشاپیش عیدنوروز، عید باستانی ایرانیان بر شما و خانواده تون مبارک...
یا حــــــــــــــق

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اسفند 1387 و ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلامی به گرمای تابستان و بلندی روزهایش...
خیلی وقت بود كه تو وبلاگمون چیزی ننوشته بودم و دلم شدیدا براش تنگ شده بود...
جا داره همین ابتدا از همه همكلاسی هایی كه برام یادگاری نوشتن تشكر كنم.
...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 مرداد 1387 و ساعت 11:07 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

با سلام خدمت همه ی بچه ای مدیریت ۸۴ سال نو رو به همه تبریک می گم انشاالله این سال سال خوشی برای همه باشه .قبل از هر چیز ورود خودم را درجرگه بچه های مدیریت و وبلاگ مدیریت  خوش آمد می گم . تا الان هم که من و تو جمع خودتون ندیدید به این دلیل بود که پسوردم رو فراموش کرده بودم و تازه امروز تو نستم اون رو به خاطر بیارم.و اگه خدا بخواد تا آخر سال با مطالب خوب و سودمند در خدمت شما هستم .من دانشجوی ورودی ۱۳۸۴ در رشته مدیریت هستم که ترم گذشته در دانشگاه دیگه بودم و امسال دو ترمه که در دانشگاه مازندران مهمان ام واگه خدا بخواد و شما بچه ها دعا کنید در این دانشگاه موندگار می شم .در ضمن من بچه مازندران شهرستان نور هستم واگه شما بچه ها پارک جنگلی کشپل وآب گرم لاویج رو دیده با شید من بچه ی همون دوروورم...


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 فروردین 1386 و ساعت 02:04 قبل از ظهر توسط یاسر توكلی
ویرایش شده در تاریخ دوشنبه 20 فروردین 1386 و ساعت 02:04 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

صفحات (3 صفحه)

1 2 3

مطالب پیشین

» ده سال گذشت ...
» درخواست همکاری!!!
» نوروز
» نوروز
» اندر حکایت وبلاگ‌نویسی
» بچه ها چه خبر؟
» گرامی داشت روز زن
» دل خواه
» از نوروز حکایت ...
» دی - دل !
»»» لیست کامل مطالب وبلاگ