تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - مطالب خودمونی

خودمونی ,

سلام همکلاسیا؛
چه خبر؟ از خودتون بگید، اینکه چه می کنید؟
کدومتون بابا یا مامان شدید...

دوستار آرزوهای نیک شما
یاعلی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 شهریور 1391 و ساعت 04:41 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

معرفی سایت و وبلاگ , خودمونی ,

آپلود عکس برای بلاگفا
مدتی هست که وبلاگی شخصی به اسم دل خواه برای خود راه اندازی کرده ام . یادداشت های آن همان طور که  از عنوان آن بر می آید از رویه خاصی پیروی نمی کنند مگر از حال و روز دلم .
در هر حال خوشحال می شوم اگر به من سر بزنید ...

                                           www.del-khah.mihanblog.com       

                                                          

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391 و ساعت 01:16 بعد از ظهر توسط احسان احمدی راد
ویرایش شده در تاریخ دوشنبه 19 خرداد 1393 و ساعت 03:29 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلام


یکدفعه یاد وبلاگمون افتادم!  اومدم سر زدم، یاد دل مشغولیامون!

6 سال گذشت...
همکلاسیا 6 ساله شد، (احتمالا مهر 91 باید بره دبستان!) چقدر راحت! نمی دونم این 6 سال چطور بود... آیا رو به جلو بود، یا رو به عقب...
گاهی خیلی حرفها دارم بزنم، ولی... خیلی حرف ها رو نمی شه زد، شاید راست می گفت دکتر شریعتی...

خیلی از شما دوستان رو بیش از 3 ساله ندیدم، و خیلی دوست دارم یه تجدید دیدار کنم، گاهی، دوره ای به بچه ها تماس میگیرم و احوالشون رو می پرسم. ولی ... خیلی درگیر این زندگی ناجوانمردانه شدیم، خدا باید کمکمون کنه...

خدایا، خودت هر چی خیره، پیش بیار...

یا علی


نوشته شده در تاریخ جمعه 30 دی 1390 و ساعت 02:05 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , خودمونی ,

سلام  امیدوارم حالتون خوب باشه هر چند از حال همدیگه خبری نمی گیریم(البته خودم بدتر از همه)

روزا میگذره از گذشته هم فقط عکس های قدیمی مونده و خاطراتش

یادش بخیر البته شاید اینم  دیگه نمونده باشه

 شب یلدا هم نزدیکه، هر جا هستین امیدوارم خوش بهتون بگذره

هر کاری هم میکنین موفق باشین

بای


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آذر 1390 و ساعت 08:00 بعد از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عکس , خاطرات کلاس , خودمونی ,

                                                                




                                                             blcusw6p96o6j4x55do4.jpg






                                                                                    

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آبان 1390 و ساعت 11:27 قبل از ظهر توسط احسان احمدی راد
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 18 آبان 1390 و ساعت 11:30 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلام

گل خیلی وقته تو وبلاگ همکلاسیا چیزی ننوشتم، تو وبلاگم (برگه) هم مدتی بود وقت نکرده بودم.
الانم منتظر امید هداوندم از کلاس بیاد بیرون، خیلی وقته ندیدمش، تو این فرصت اومدم سایت دانشکده ...
امید مهربون ما، مدتی مریض بود، نشد برم عیادتش بیمارستان،گفتم بیام دانشگاه ببینمش و حالشو بپرسم و تجدید خاطره کنیم...

انشالله همتون موفق باشید
یا علی

علیرضا

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 آبان 1390 و ساعت 04:52 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , وقایع و اتفاقات , مطالب جالب و خواندنی , خاطرات کلاس , خاطرات شخصی , خودمونی ,

با سلام

سال نو به همه مدیران؛دانشجویان؛پشت کنکوریها؛مزدوجین؛منفردین؛مطلقین؛شکست خوردگان عشق زمینی و هوایی ،بیکاران،با کاران، سر کاران؛یارانه بگیران؛مجاهدین در سال ج ه ا د اقتصادی؛و .....مبارک.

همتون بی معرفتین!!!!

" شوخی آوریلیی" علی ذر.....:((بریم ق ل ی و ن بزنیم مغزمون وا شه ....))

به هر حال یا ازدواج کردین یا چند جا رفتین خواستگاری جواب رد بهتون دادن یا کسی خواستگاریتون......... که نتونستین یه سری به این وبلاگ نزدین!میدونیم درکتون میکنیم سرتون سر کار گرفتن سر رفته..........

فقط من و جناب آقای آرین باید یه پستی داغ کنیم که شماها رو جمع کنیم و دعوایی راه بندازیمو چند تا فحش بخوریم ((علی ذریکنده:نوش جونمون))و بتونیم اینجا جمعتون کنیم....

واقعا خجالت نمیکشین نمیاین وبلاگ سر بزنین خانمان xوyوzوآقایون ایکس و وای و زد،باید با زور بیاریمتون اینجا؟؟؟؟؟؟

دیگه هیچکدوم نمیاین نظر بدین یا فحشی یا انتقادی یا ارایه case مناسب جهت ازدواج بدین!چرا؟؟واقعا چرا؟ولم کن ابوالفضل((آرین:نه علی به خاطر من خونتو کثیف نکن))!!!

چی مینویسی، باورشون میشه.... نه بابا ولش اعصاب ندارم............

((چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نفهمیدیم آخر،من چی گفتم،تو چی گفتی میگن تایپیست دو تا شد متن قاتی پاتی شده احتمالا از اثرات تشششششعشششوووااتتت راکتور فوکوشی شومیاست))

ای خدا روزا چقدر زود میگذره زودتر از اونی که فکر میکنی نه ابولفضل.............

از اون اولا پشت کنکور کارشناسی درس میخوندیم بلا نسبت خر... یادتون که هست....بعدش با هزار ارزو و امید دانشگاه دولتی قبول شدیم 25یا23 شهریور 84 اومدیم بابلسر که برای خیلی ها اولین بار شون بود......چه زود گذشت اون موقع ها با سواری 45 کیلو متر رو میو مدم برام هزار ساعت بود الان 1600 تا برام یه ساعته...

4سال بابلسر برامون گذشت...........بله میگذره دکتر آرین همو ن طور که ارشد میگذره...راستی با آرزوی موفقیت برای کسایی که کنکور ارشد دادن.....

نمیدونم بیان یه سر بزنین یه خورده از خودتون بگین چی کارا میکنین و چه خبرا دارین که ما نمیدونیم(به ما بگین قول میدیم به خودمان و مخبر الدوله ،کسان دیگر آگاه نشوند.... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه خدای من ......)

 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 فروردین 1390 و ساعت 09:11 بعد از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی ,

سلام بچه ها

مثل همه شماها،منم دلم برای اون روزای دانشگاه تنگ شده. اون روزایی که سر به سر استادا میذاشتیم و بعد خودمونو  به نفهمی میزدیم.بعدش هم با اصغر و عیسی به کار خودمون میخندیدیم و ...

حالا که اومدم اینجا( دانشگاه تهران) قدر اون روزا رو بیشتر میفهمم.اینجا همه چیز خشک و بی روحه، البته خداییش جای خوبیه برای درس خوندن.

خیلی وقت بود رمز عبور ارسال مطلب به وبسایتو گم کرده بودم تا اینکه از علیرضا گرفتم.

اگه از بچه ها کسی هست که برای ارشد میخونه و نیاز به جزوه اساتید دانشگاه تهران داره خوشحال میشم که کمکش کنم.

در مورد برنامه ای که قراره برگزار بشه ( دور هم جمع شدن )،هر وقت باشه من آماده ام.

امیدوارم به آرزوهاتون برسید

 


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1389 و ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط محمد نوری بخش
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , خبرهای کلاس , تازه ها , مطالب آموزشی , مطالب جالب و خواندنی , خودمونی ,

بچه ها من و ابوالفضل آرین(دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت مالی) اینجا روی تخت نشستیم و از طریق وایرلس با لپ تاپ !!!(حال میکنی اصطلاحات و امکانات رو)گفتیم یه سری بزنیم به اینجا.دلمون واستون تنگ شده!!!
الان زاهدانیم
آخر دنیا!
کجایین؟کم پیدایین؟یه زنگی بهمون بزنین نتونستین یه اس ام اس بازم نتونستین یه تک بزنین
یه سال از سه سال قرارمون گذشته
آقایون و خانم ها اگه داماد یا عروس شدین دعوت کنین نتونستین خبر بدین نتونستین شیرینیشو پست کنین
بعضیها نمیخوام ازشون اسم ببرم که بهشون زنگ میزنیم جواف نمیدن منظورم عیسی نیست!جواف تلیفون رو بدین
دیگه سرتون رو به درد نمیارم به ما زنگ بزنیم ما الان زیر آتیش سنگین تروریست هاییم
بهتون خوش بگذره
ان شاا... همتون سربازی بیفتین زاهدان الهی آمین
خداحافظ همتون از طرف دوتامون


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1389 و ساعت 09:17 بعد از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خودمونی , مطالب جالب و خواندنی ,

سلام بچه ها؟

خسته شدم سئوال تکراری پرسیدم؛ کجایین؟

مطلب زیر رو بخونین!

=======================

چه طور یه دوستی خراب میشه؟

هر دو دوست فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره و تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن وقتی زمان گذشت هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره؟

بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟

اینجاست آغاز تبدیل عشقشون به نفرت نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن . وهمدیگر و فراموش میکنن ...

======================

پس تماستون رو با هم حفظ کنید و کاری نکنیم که این داستان شامل حال همکلاسیا بشه و ما  یکی از این دو نفر باشیم!

یا علــــــــی


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1389 و ساعت 05:23 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

صفحات (3 صفحه)

1 2 3

مطالب پیشین

» ده سال گذشت ...
» درخواست همکاری!!!
» نوروز
» نوروز
» اندر حکایت وبلاگ‌نویسی
» بچه ها چه خبر؟
» گرامی داشت روز زن
» دل خواه
» از نوروز حکایت ...
» دی - دل !
»»» لیست کامل مطالب وبلاگ