تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - مطالب عمومی

خبرهای دیگر , وقایع و اتفاقات , عمومی ,

مدتی است که تصاویری که در دل‌خواه و همکلاسیا آپلود کرده‌ام به نمایش در نمی‌آید. به ظاهر سایت سرویس دهنده عکس‌ها اَوت-آو-سرویس تشریف دارند! امیدوارم هر چه زودتر از مرخصی فارغ شوند تا عکس‌ها دوباره دیده شوند. امکانات میهن‌بلاگ هم حکایتی است برای خودش؛ امکان درج ویدئو را که در فضای بلاگ‌های فارسی در حد مرسدس بنز است فراهم کرده، ولی امکانی برای آپلود عکس -که ساده‌تر و البته ضروری‌تر است- در دسترس نیست!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اسفند 1391 و ساعت 08:34 بعد از ظهر توسط احسان احمدی راد
ویرایش شده در تاریخ دوشنبه 28 اسفند 1391 و ساعت 08:38 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , خودمونی ,

سلام  امیدوارم حالتون خوب باشه هر چند از حال همدیگه خبری نمی گیریم(البته خودم بدتر از همه)

روزا میگذره از گذشته هم فقط عکس های قدیمی مونده و خاطراتش

یادش بخیر البته شاید اینم  دیگه نمونده باشه

 شب یلدا هم نزدیکه، هر جا هستین امیدوارم خوش بهتون بگذره

هر کاری هم میکنین موفق باشین

بای


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آذر 1390 و ساعت 08:00 بعد از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , وقایع و اتفاقات , مطالب جالب و خواندنی , خاطرات کلاس , خاطرات شخصی , خودمونی ,

با سلام

سال نو به همه مدیران؛دانشجویان؛پشت کنکوریها؛مزدوجین؛منفردین؛مطلقین؛شکست خوردگان عشق زمینی و هوایی ،بیکاران،با کاران، سر کاران؛یارانه بگیران؛مجاهدین در سال ج ه ا د اقتصادی؛و .....مبارک.

همتون بی معرفتین!!!!

" شوخی آوریلیی" علی ذر.....:((بریم ق ل ی و ن بزنیم مغزمون وا شه ....))

به هر حال یا ازدواج کردین یا چند جا رفتین خواستگاری جواب رد بهتون دادن یا کسی خواستگاریتون......... که نتونستین یه سری به این وبلاگ نزدین!میدونیم درکتون میکنیم سرتون سر کار گرفتن سر رفته..........

فقط من و جناب آقای آرین باید یه پستی داغ کنیم که شماها رو جمع کنیم و دعوایی راه بندازیمو چند تا فحش بخوریم ((علی ذریکنده:نوش جونمون))و بتونیم اینجا جمعتون کنیم....

واقعا خجالت نمیکشین نمیاین وبلاگ سر بزنین خانمان xوyوzوآقایون ایکس و وای و زد،باید با زور بیاریمتون اینجا؟؟؟؟؟؟

دیگه هیچکدوم نمیاین نظر بدین یا فحشی یا انتقادی یا ارایه case مناسب جهت ازدواج بدین!چرا؟؟واقعا چرا؟ولم کن ابوالفضل((آرین:نه علی به خاطر من خونتو کثیف نکن))!!!

چی مینویسی، باورشون میشه.... نه بابا ولش اعصاب ندارم............

((چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نفهمیدیم آخر،من چی گفتم،تو چی گفتی میگن تایپیست دو تا شد متن قاتی پاتی شده احتمالا از اثرات تشششششعشششوووااتتت راکتور فوکوشی شومیاست))

ای خدا روزا چقدر زود میگذره زودتر از اونی که فکر میکنی نه ابولفضل.............

از اون اولا پشت کنکور کارشناسی درس میخوندیم بلا نسبت خر... یادتون که هست....بعدش با هزار ارزو و امید دانشگاه دولتی قبول شدیم 25یا23 شهریور 84 اومدیم بابلسر که برای خیلی ها اولین بار شون بود......چه زود گذشت اون موقع ها با سواری 45 کیلو متر رو میو مدم برام هزار ساعت بود الان 1600 تا برام یه ساعته...

4سال بابلسر برامون گذشت...........بله میگذره دکتر آرین همو ن طور که ارشد میگذره...راستی با آرزوی موفقیت برای کسایی که کنکور ارشد دادن.....

نمیدونم بیان یه سر بزنین یه خورده از خودتون بگین چی کارا میکنین و چه خبرا دارین که ما نمیدونیم(به ما بگین قول میدیم به خودمان و مخبر الدوله ،کسان دیگر آگاه نشوند.... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه خدای من ......)

 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 فروردین 1390 و ساعت 09:11 بعد از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , خبرهای کلاس , تازه ها , مطالب آموزشی , مطالب جالب و خواندنی , خودمونی ,

بچه ها من و ابوالفضل آرین(دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت مالی) اینجا روی تخت نشستیم و از طریق وایرلس با لپ تاپ !!!(حال میکنی اصطلاحات و امکانات رو)گفتیم یه سری بزنیم به اینجا.دلمون واستون تنگ شده!!!
الان زاهدانیم
آخر دنیا!
کجایین؟کم پیدایین؟یه زنگی بهمون بزنین نتونستین یه اس ام اس بازم نتونستین یه تک بزنین
یه سال از سه سال قرارمون گذشته
آقایون و خانم ها اگه داماد یا عروس شدین دعوت کنین نتونستین خبر بدین نتونستین شیرینیشو پست کنین
بعضیها نمیخوام ازشون اسم ببرم که بهشون زنگ میزنیم جواف نمیدن منظورم عیسی نیست!جواف تلیفون رو بدین
دیگه سرتون رو به درد نمیارم به ما زنگ بزنیم ما الان زیر آتیش سنگین تروریست هاییم
بهتون خوش بگذره
ان شاا... همتون سربازی بیفتین زاهدان الهی آمین
خداحافظ همتون از طرف دوتامون


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1389 و ساعت 09:17 بعد از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

با سلام به همه ی همکلاسی های نامردم

بعضی ها که انگار بدهکارا جواب زنگ و اس ام اس رو هم نمی دن

می خوام هرکدوم که این مطلب رو می خونید یه آماری از خودتون به صورت مختصر بدین

دوست دارم بدونم کجایید و چیکار میکنید

اول از خودم بگم:

من تویه هتل5ستاره  بین المللی تو چالوس مسئول کاست کنترل(کنترل هزینه) هستم،8ماهه که اونجام

البته20روز قبل از اون تو یه شرکت تولیدی شده بودم مسئول انبار بسته بندی محصول

بچه های ارشدی هم از ادامه تحصیل بگن!!!

ازدواجی ها کیان؟

و...

خلاصه از خودتون بگید!

خوشحال می شم!

راستی نزارین این سایت اینجور راکد بمونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از اینکه تا اینجای مطلبمو هم خوندین ممنونم

دلم واسه دانشگاه و خاطراتش تنگ شده

موفق و سلامت و پیروز باشید ان شاء ا...


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1389 و ساعت 09:20 بعد از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی , خودمونی , پیرامون وبلاگ ,

سلام کوچولو ها شنیدم فارق التقغصسیر شده اید
تبریک آشخورون به پسران نا ارشد و تبریک  ترشیخورون برای اونوری ها
آیا دفترچه قسط شمااومده یا ارزش تحصیلی رو فرستاده اید اگر نه هر چه زودتر اقدام مبذول نمایید چون به علت دوران تورکود ممکن است هزینه پست بره بالا
راستی اگه می خواهید به بهانه ارشد تو خونه بمونید این توصیه من به شما این است یک وقت ممکن است یکی شما رو ببینه وازتون خوششششششششش بیاد وشما هم علیرغم میل باطنی خودتون شما هم ازش خوشتتتتتتتتون بیاد
واگه دوست ندارید آش بخورید دنبال چند برادر باشید (حداقل 3 نفر واحد) تا از معافی استفاده کنید یا اینکه داماد خانواده ای بشین که پسرشون شهید شده باشه(البته مجرد بوده باشه ها)((شرایط جدیده معافیته دیگه))
گذشته ها گذشت
از اولین کلاسمون کلاس ادبیات فارسی دکتر حق جو ساعت 10 روز یکشنبه به مورخه ی 2/7/84
اولین اردومون تو سیسنگان با استاد کاویانی تو ترم دوم
وقت گذرونی با استادهای...
و ...و ...و ...
راستی تو اون عکس دسته جمعی هستین یا نه؟
علیرضا اونم بنداز تو سایت!!!!!البته اول آشتو بخور بعد!!!!(تذکر به مدیر سایت!!!!)(خودمم خواهد خورد!!!!!)(دیر یا زود داره اما سوخت سوز نداره!!!)(آش خالته بخوری پاته نخوری پامه!!!)
ترشی نخورین یه چیزی میشین(البته پسرها!!!اون وری ها که خودشون...)
البته این سایت فقط مال منو مشاورم(پروفسور آشنخورده ولی دهن سوخته رحمانی و اون یکی مشاورم آش خورده و دهن نسوخته البته تا اونجایی که ما میدونیم علیرضا )و خرخونه  وراجه خضما (یاس -ر توکلی)نیست
دیگه وقت ندارم مشاور اولم صدام میکنه باید برم...
چند ساعت بعد به این نتیجه رسیدیم که یه روزی رو تا 3سال آینده تعیین کنیم که همه دوباره دور هم جمع شیم و خوش بگذرونیم
در صورت تزویج ,مزدوج خودتونو هم بیارین(البته اگه هنوز بچه دار نشدین تا اون موقع)
موفق باشید و EFQMرو هم در خودتون اجرا کنید
در پناه حق
با تشکر از مشاور اولم

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 تیر 1388 و ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط علی دریکنده
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

 

 

 

 

 

                     

 


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آبان 1387 و ساعت 01:27 بعد از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ سه شنبه 26 آذر 1387 و ساعت 01:37 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

۱-یک ورودی جدید هر روز با کفش های واکس زده، صورت صفا داده شده (آقایون رو می گم!)، موهای جل و کتیرا زده شده به دانشگاه حضور به عمل می رساند! و برخلاف اونها هر چه سن بالاتر میره و آدم سال بالایی تر میشه با ظاهری ساده تر در جمع ( وشاید هم فرد!) حضور به هم میرسونه! 

2- 90 درصد افرادی که با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ورودی جدید هستند.( اون ده درصد دیگه هم به نوعی ورودی جدید محسوب می شن البته به مقطع فوق لیسانس!) ... بر خلاف اونها سال بالا بالایی ها فوقش یه برگه کاغذ در دست دارند. (که همون هم یک برگه تبلیغاتیه که یکی بهشون داده و واسه اینکه دستشون خالی نباشه و ایضا نشون بدن که تو این چند سال که دانشگاه بودن چقدر فرهنگشون بالا رفته که ننداختنش روی زمین.)

3- یک ورودی جدید همواره حداقل 4 رنگ خوددکار در کیفش پیدا می شه، اما ... لطفا از من نخواهید که بگم تو کیف برخی سال بالایی ها چی پیدا میشه! مخصوصا [ ...] های سال بالایی!

4- اگه دید فردی که از کنارتون رد شد بوی عطر و ادکلن میده (آخرش ما نفهمیدیم که فرق این عطر و ادکلن چیه؟!) مطمئن باشید ورودی جدیده ... و اگه بوهای دیگه ای همچون بوی [...] میده به احتمال فراوان از ورودی های قدیم است. ( ای بابا! شما ها چقدر ذهنتون منحرفه! منظورم از [...] سیگار بود نه چیزای دیگه!)

5- اصولا یه ورودی جدید از کلاس درس به ندرت خارج میشه و دوست داره تمام یک وساعت و نیم رو در محضر استاد باشه و از صحبت هاش به فیض برسه و تنها در صورت بوجود آمدن مشکل( که دیگه اونو نمیشه کاری کرد!) مجبور میشه از کلاس بیرون بره،و البته برای اینکارش از استاد اجازه هم میگیره! و پس از اتمام مشکل پیش آمده سریعا به کلاس برمیگرده، در نقطه ی مقابل یه سال بالایی انگار که یه جورایی مشکل داشته باشه (منظورم صندلیشه!) حتما باید در طول کلاس سه چهار دفعه بره بیرون! لازم به توضیح است که هر دفعه بیرون رفتنش هم بین 25 تا سی دقیقه طول می کشه 

6- اگه احساس کردید فردی که داره باهاتون صحبت می کنه داره هموجور زور می زنه تا فارسی رو سلیس و روان صحبت کنه و هی می خواد تهرونی بشکونه و البته بین حرفاش هم هی سوتی میده و لهجه اصلی اش نمایان میشه، طرف یک ورودی جدیده و اما اگه دیدین یک نفر خیلی راحت داره با لهجه مشهدی غلیظ صحبت می کنه نود و نه درصد احتمال بدین اون یک سال بالایی باشه.

 7- اگه آخر ترم وارد اتاق استادی شدید و مشاهده کردید که یه نفر واسه 25 صدم نمره اشک تو چشاش جمع شده و به استاد میگه اکه بهش نمره نده معدلش الف نمیشه، خوب واضحه که اون ورودی همون ساله ... و اگه دید یه نفر پاچه های استاد رو داره می خوره که نمره ی یک و نیمش رو نه ونیم کنه تا مشروط نشه خوب اینم معلومه که از اون سال بالایی هاست! 

تذکر پایانی: لازم به توضیح نیست ولی برای پربیننده شدن وبلاگمون می گم که این راهکارها نتایج حضور 4 ساله یک دانشجو در محیط دانشگاهی بوده و فاقد هر گونه پشتوانه تحقیقاتی و علمی می باشد و قابلیت ترجمه شدن را هم ندارد!


نوشته شده در تاریخ شنبه 6 مهر 1387 و ساعت 05:09 قبل از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ شنبه 6 مهر 1387 و ساعت 04:09 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

برای خالی نبودن  عریضه(سایت)گفتیم یه چیز الکی بفرستیم

به همه ی خرخونا هم سلام عرض می نماییم

با آرزوی موفقیت

ان شاءالله همتون بترکونین

التماس دعا

یاعلی

در پایان از آقای علی دریکنده که بنده را در نوشتن این مطلب یاری نمودندکمال تشکر و قدردانی را دارم.

درسته من آدم نمی شم!!!


نوشته شده در تاریخ شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 09:09 قبل از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

علیرضا حسین نژاد عزیز

فوت پدربزرگ بزرگوارت را به شما

 و خانواده ی محترمت

 تسلیت عرض می کنیم.

ما را در غمتان شریک بدانید.

از طرف محمدصادق محمدپور میر

محمد رحمانی فیروزجایی

علی دریکنده

مصطفی عزیزی شمامی

و به نمایندگی همه ی همکلاسی ها


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 خرداد 1387 و ساعت 07:05 قبل از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

صفحات (13 صفحه)

1 2 3 4 5 6 7 ...

مطالب پیشین

» ده سال گذشت ...
» درخواست همکاری!!!
» نوروز
» نوروز
» اندر حکایت وبلاگ‌نویسی
» بچه ها چه خبر؟
» گرامی داشت روز زن
» دل خواه
» از نوروز حکایت ...
» دی - دل !
»»» لیست کامل مطالب وبلاگ