تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - مطالب علیرضا حسین نژاد

خبرهای کلاس ,

سلام بچه ها...

همکلاسیمون علی دریکنده و مهدی رضایی به عمره دانشجویی مشرف خواهند شد...

ما رو هم دعا کنید...

یا علــــــی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 اسفند 1385 و ساعت 02:02 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خبرهای کلاس ,

سلام همکلاسی ها
همانطور که قول داده بودم برای دومین ترم، لیست دروس ارائه شده را 5 روز قبل از انتخاب واحد در وبلاگ قرار دادم.

صفحه 1     صفحه 2

اگر خودتونم مشاهده کنید، بعضی از دروس ارائه شده ساعتاشون مشکل دارند (مثل درس روش تحقیق) و بعضی از دروس اصلا ارائه نشدند (مانند دروس مدیریت مالی1، مدیریت تولید، منابع انسانی و...!!!
امیدواریم طراحان برنامه کمی بیشتر در ارائه درس توجه کنند و ما را هر ترم به سوی آقای شیرافکن سرازیر نکنند!!!
بهتر است دوستان همکلاسی بر اساس این برنامه یک برنامه اولیه تهیه کنند و در تاریخ های انتخاب واحد، 11 و 12 بهمن  دوباره لیست دروس ارائه شده را در سایت معاونت آموزشی http://vce.umz.ac.ir  مشاهده نمایند، شاید اشکالاتی که در بالا به آن اشاره شد برطرف شود. (که البته بعیـــــــــــــــــد به نظر می رسد!!!)
نظر و پیشنهاد فراموش نشه!
موفق باشید.
یا علی


نوشته شده در تاریخ جمعه 6 بهمن 1385 و ساعت 03:01 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ جمعه 6 بهمن 1385 و ساعت 03:01 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

سلام
شهادت سید الشهدا امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و 72 تن از یارانش را به شما دوستان تسلیت عرض می نمایم.
امیدواریم از این ایام استفاده کافی را ببریم.
التماس دعا...


نوشته شده در تاریخ جمعه 6 بهمن 1385 و ساعت 03:01 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خبرهای کلاس ,

سلام به همه همكلاسی ها
به خانمها فرجی پول و فروغی نیا شاگردان برتر كلاس در ترم قبل تبریك عرض می كنیم، و آرزوی موفقیت در تمامی مراحل درس و زندگی را برای آنها داریم.
یا علــــی


به گفتار پیغمبر راستگوی              ز گهواره تا گور دانش بجوی


نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1385 و ساعت 03:11 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

سلام همكلاسی ها
یه شفاف سازی دیگه!
آخه الان دور، دور شفاف سازیه!
اونم از هر نوعش!
نگید حرف سیاسی زدا!
بعضی از بچه ها ازم پرسیدن آخه این آبان چیه كه به خاطرش شیرینی هم دادی... آخه دوستان اینطوری روشن كنم كه (شفاف سازی) هر كسییه به یه ماهی در سال علاقه منده، خوب منم به آبان علاقه مندم، خوب اونم دلایلی داره...
بعدشم برای هر كسی صاحب اولین برادر زاده شدنم شیرینی خاصی داره كه دوست داره این رو با بقیه تقسیم كنه...
شما هم اگر براتون خبرای خوش اتفاق افتاد، همكلاسی ها رو با خبر كنید... (نترسید شیرینی هم ندادید قبول داریم)
یا حــــق

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1385 و ساعت 03:11 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مطالب عرفانی و شاعرانه ,

آفتاب می شود

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایهء سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پرستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
صراحی دیدگان من
به لای لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

کتاب تولدی دیگر- فروغ فرخزاد


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1385 و ساعت 03:11 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1385 و ساعت 03:11 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

اردو ,

سلام به همه همكلاسی ها
قبلا قول داده بودم كه جریان جور شدن اردو رو براتون تعریف كنم، (الوعده وفا)
ماجرای جالبیه و شنیدنش خالی از لطف نیست...
قصدم از بیان این ماجرا تنها دانستن اینه که برای رفتن به یک اردوی ساده چقدر آدمو در بروکراسی های اداری سرگردان می کنند. البته اردوی ساده كه نه، چون اتوبوس رو می خواستن بدن ما رو تا لبه پرتگاه كشتن بردن. (البته پیش خودمون باشه اولی گروهی بودیم در دانشكده كه با اتوبوس دانشگاه اردو رفتیم و تا به حال این اتفاق محیر العقول (كه تعریف خواهد شد) توسط هیچ گروهی انجام داده نشده است!

شنبه      ۲۴/۲/۸۵  هر چند کلاس نداشتیم رفتیم به دانشکده، می خواستیم بریم پیش مسئول فرهنگی دانشکده که متاسفانه تا ظهر نیامدند...
یک شنبه ۲۵/۲/۸۵  بعد از کلاس اقتصاد رفتیم پیش مسئول فرهنگی دانشکده، و با او اردو رو در میان گذاشتیم، ایشان هم از ما خواستند از بچه هایی که قرار است با ما اردو میان لیست تهیه کنیم، بعد از تهیه لیست نامه ای نوشته شد با توجه با این عنوان دانشجویان مدیریت به سرپرستی آقای .......... در تاریخ پنج شنبه ۲۹/۲/۸۵ به مقصد جنگل سی سنگان.حالا این نامه باید به امضا معاون آموزشی دانشکده برسد.
دوشنبه   ۲۶/۲/۸۵   این نامه توسط مسول فرهنگی تایپ شد و متن word آن را به خانم منشی معاون آموزشی دانشکده که مسول دبیرخانه هم هستند که باید فقط این متن را در برگه های نامه های اداری پرینت کنند که این نامه را معاون آموزشی دانشکده امضا کنند، که ایشان فرمودند برید 1 ساعت دیگر بیایید!! و ما هم که عجله داشتیم چون باید این نامه را سریعا بعد از امضا معاون آموزشی دانشکده به سازمان مرکزی ببریم برای همین رفتیم چند تا برگه آماده نامه اداری گرفتیم تا این نامه را بیرون پرینت کنیم و مسول پرینت بعد از پرینت یادشان آمد که در برگه های نامه های اداری نباید مطلب پرینت کنند برای همین بعد از پرینت نامه های اداری پرینت شده را پاره کردند !!! بعد یادمون اومد که در بسیج دانشجویی یک پرینتر هست و رفتیم اونجا پرینت کردیم و بعد به امضای  معاون آموزشی دانشکده رساندیم و بعد رفتیم سازمان مرکزی.
حالا ماجراهای سازمان مرکزی! وقتی رفتم اونجا، رفتیم قسمت فرهنگی برای گرفتن مجوز و درخواست اتوبوس. به مسول فرهنگی نامه را نشون دادم.
-تا گفتم هسته علمی مدیریت می خواد بره اردو...
-سریع گفت: اتوبوس نداریم!
-گفتم : چرا
- گفت: ..................

دیگه بسه... ادامش رو در آینده نزدیك می نویسم. (آخه خداییش تایپش سخته...)
نظر فراموش نشه
شاد و سر زنده باشید
یا علــــــی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1385 و ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1385 و ساعت 03:10 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

سلام به تمامی همكلاسی های عزیز
شیرینی خوشمزه بود؟... نوش جونتون...
این شیرینی به خاطر اون قضیه موبایل نبود... اون فقط یه بهانه بود...
شیرینی دو مناسبت داشت...
اولی به خاطر ۴ ماهه شدن تنها برادر زادم سجّاد
و دومی به خاطر اینكه آبان، ماه قشنگیه
[نكته مهم (كنكوری): دلتونو صابون نزنید... ماه پنجمش شیرینی نداره ها...  می دونید چرا... چون ماه پنجمش كه آبان نیست و هیچ ماهی آبان نمیشه!]
همیشه شیرین كام باشید
یا علــــــــی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1385 و ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

پیرامون وبلاگ ,

سلام به تمامی همكلاسی ها، به خصوص محمد جان
دوست عزیز من منظورم شفاف بود. محمد جان ما هدفمون همانطور كه در قسمت درباره ما نوشته بودم این بود:
"این وبلاگ، جمعی صمیمی از دانشجویان همکلاسی رشته مدیریت بازرگانی ورودی ۱۳۸۴ دانشگاه مازندران می باشد.
این وبلاگ در دی ماه سال ۱۳۸۴ راه اندازی شد و هدف آن ایجاد محیطی گرم و صمیمی برای به برای به اشتراک قرار دادن افکار، عقاید و نظرات  همکلاسی ها می باشد."
محمد جان قرار ما اینجا این نبود كه این محیط، محیط خشك علمی باشد. برای انجام فعالیت های علمی هم سایت www.umzmanagement.com را در نظر گرفتیم كه در آینده نزدیك فعالیتش را آغاز خواهد كرد.
این تنها یك وبلاگ كلاسی است. از اسمش هم پیداست. www.hamkelasi.tk
حالا بعضی از این دوستان برای گرم كردن این محیط مطالبی ایراد می كنند كه باعث می شود به هم بخندیم و ممكن است بعضی از دوستان آزرده خاطر بشوند، حالا من به این دوستان می گویم برای گرم كردن محیط وبلاگ، اگر مطالبی دارید ارسال كنید ولی این مطالب باعث آزرده خاطر شدن بعضی دیگر نشود، و در كل مطالبی باشد كه باعث شود همگی ما همكلاسی ها شادمان شویم.
امیدوارم مطلبم این بار شفاف باشد!
منتظر مطالب علمی، فرهنگی، خاطرات و جالب شما همكلاسی ها هستیم.
یا علــــــی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آبان 1385 و ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 7 آبان 1385 و ساعت 12:10 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مطالب عرفانی و شاعرانه ,

سلام...
شعری از حافظ شیراز... لذت ببرید...


دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد
                                                                  به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی‌ارزد
به کوی می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرند
                                                                  زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد
رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این به آب رخ برتاب
                                                                  چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی‌ارزد
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
                                                                  کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی‌ارزد
چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود
                                                                  غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد
تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
                                                                  که شادی جهان گیری غم لشکر نمی‌ارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیی دون بگذر
                                                                  که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی‌ارزد


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 آبان 1385 و ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

صفحات (10 صفحه)

... 4 5 6 7 8 9 10

مطالب پیشین

» ده سال گذشت ...
» درخواست همکاری!!!
» نوروز
» نوروز
» اندر حکایت وبلاگ‌نویسی
» بچه ها چه خبر؟
» گرامی داشت روز زن
» دل خواه
» از نوروز حکایت ...
» دی - دل !
»»» لیست کامل مطالب وبلاگ