تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - مطالب مرداد 1386

معرفی کتاب وکتاب الکترونیک ,

«تنها بنایی كه اگر بلرزد محكم تر می شود دل است! دل آدمیزاد. باید مثل انار چلاندش تا شیره اش در بیاید... حكما شیره اش هم مطبوعه... عاشقی كه هنوز غسل نكرده باشه، حكما عاشقه، نفسش هم تبركه...
نمی دانست غسل یعنی چه، كلمه تبرك را هم از مامانی و باب جون شنیده بود. اما معنی اش را درست نمی دانست. فكر كرد. آرام گفت: «مهتاب». دلش دوباره لرزید. بعد فریاد كشید:
- پس این یعنی عشق!
كریم كه مشغول آبلمبو كردن چهارمین انار بود، نگاهی به علی كرد و گفت:
خره! چرا داد می زنی؟ مثل دیوونه ایستاده ای و بعد هم یكدفعه انگار قشون كشی عمه ات شده، داد و بیداد می كنی.
علی كه به خود آمده بود، كریم را نگاه كرد. خندید. فهمیده بود كه او را خیلی دوست دارد، اما می دانست كه او نمی داند عاشقی یعنی چه!
كریم همانطور كه انار آخری را می مكید، گفت:
- فاتحه انارا خوانده شد، اما حالا اصل مطلب؛ اولا این درویش مصطفی را ول كن! یك وقت آدم را می برد به عرش اعلا، یك وقت هم می زنه دم در خلا! كارش حساب نداره! دوما، كه این اصل مطلبه، دنبال من می آی و هر كاری به ات گفتم، می گویی چشم. علی خندید. ابروهای پیوسته اش را كج كرد و گفت: چشم آقا كریم...»2و3


مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ جمعه 26 مرداد 1386 و ساعت 11:08 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ جمعه 26 مرداد 1386 و ساعت 08:08 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

میلاد امام حسین (ع) بر همگان مبارك باد

روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، در بیت عصمت و طهارت نوزادى متولد شد كه ولادتش قلبها را مسرور و دیده‏ ها را گریان ساخت. كودك را نزد رسول خدا (ص) آوردند. پیامبر گرامى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را (حسین) نامید. جبرئیل و فرشتگان آسمانها براى تهنیت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد این نوزاد را تبریك می گفتند ولی آنان حامل پیام دیگرى نیز بودند، خبرى كه رسول خدا (ص) را بشدت متأثر كرد و اشك از دیدگانش جارى شد...

به درستی كه شباهت امام حسین علیه السلام به رسول خدا فقط در صورت نبود بلكه در سیرت نیز آن امام بزرگ جلوه گاه سیره رسول خدا بود و آن سرور كائنات در این باره فرمود: شجاعت و سخاوتم را به حسین بخشیدم.


نوشته شده در تاریخ جمعه 26 مرداد 1386 و ساعت 11:08 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

هفتاد

هفتاد سال قبل.

طرحی برای ساخت بنایی در مرکز خاورمیانه ریخته شد.نقشه ای دقیق وبی کم کاست برای بنایی از نیل تا فرات.همه چیز مهیا بودوباید مصالح را آماده میکردند وبا کمک کارگران یهودی آغاز به ساخت بنا می کردند.بنایی به نام اسرائیل وبه شکل ستاره داود با دورود دردو طرفش.بنایی بسیار مستحکم وقوی در برابر انواع طوفان ها وسیل ها ورعدها.با اندیشه مهندسانی چیره دست وزبده.

    سال ها می گذشت وخشت های محکم این بنا بر روی هم می رفت وبنا بلند تر می شد.جایی بسیار مناسب برای زندگی فرزندان گوساله مذهبی به نام سامری.

    این مکان در سکوت بی غیرتان عرب نیاز به عایق صوتی نداشت وگرمای آن با آه مظلومان تامین می شد.حفاظت این مکان را نیز قدرت برتر نظامی جهان برعهده گرفت وآن قدرحفاظت را سنگین کرد که آن ساختمان شد ارتش ششم جهان.

    اما مهندسان یک چیز رافراموش کردند.بنادرمقابل همه چیزمقاوم بودالا یک چیز.آن ها فراموش کردند بنا را ضد زلزله بسازند.شایدگمان می کردند بتوانند زلزله را قبل ازآمدن مهار کنند یا کاملا زلزله را خلع سلاح کنند تانتواندغرشی کند تا آسیبی به ساختمان عزیزشان برسد.

ولی... (مابقی در ادامه مطلب)


ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 09:08 قبل از ظهر توسط کمیل شفقت
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

سلام

بعد از چند وقت تعلل درگذاشتن مطلب  در وبلاگ این بار تصمیم گرفتم به یاد گذشته یه مطلب فرهنگی و در عین حال اجتماعی براتون  بذارم

این مطلب در مورد ستاره ی سریال جواهری در قصر (یانگوم) می باشه. هرچند خودم ۵-۴ قسمتش رو بیشتر ندیدم اما به نظرم مطلب جالبی اومد.

امیدوارم خوشتون بیاد.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مرداد 1386 و ساعت 10:08 قبل از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ سه شنبه 26 مرداد 1389 و ساعت 03:19 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مطالب عرفانی و شاعرانه ,

كاشكی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
      چقدر مثل بچگی هام لالایی هاتو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم، خستگی هاتو دوست دارم
      چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم
كاشكی رو طاقچه دلت آینه و شمعدون می شدم
      تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می شدم
كاشكی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم
      یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم...



مادربزرگ عزیزم، بهشت برین بر شما گوارا باد...
 



از ابراز همدردی تمامی بچه های همكلاسی و دوستان متشكرم.

یا علــــــــــــــــی


نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1386 و ساعت 11:08 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1386 و ساعت 11:08 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

وقایع و اتفاقات ,

همکلاسی عزیز  آقای علیرضا حسین نژاد

مصیبت وارده را خدمت جنابعالی و خانواده محترمتان

تسلیت عرض نموده و برای آن مرحومه علو درجات وبرای

بازماندگان صبر جلی را از خداوند متعال مسئلت می نماییم.

از طرف همه هم کلاسیا


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 03:08 قبل از ظهر توسط کمیل شفقت
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 10:08 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

سلام خدمت همه ی بر و بچ مدیریت بازرگانی

مخصوصش مال اونهایی که مدیریت مالی داشتن که شامل حال اکثریت میشه

ویژش هم مال اونهایی که دل خوش کرده بودن برای نمره ی..

میدونم هیچکدمتون که نه اکثریتتون به وبلاگ(کفر یکی با این کلمه بالا میاد) سر نمیزنین

ولی تا یه ماهه دیگه همتون مجبورین که بیاین دانشگاه

خیلی دلم واسه همتون تنگ شده

این گلها هم مال همه نیست اونهایی که میدونن این گلها مال اونها نیست نظر ندن(شوخی کردم)

به امید دیدار


ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مرداد 1386 و ساعت 12:08 بعد از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1386 و ساعت 03:08 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عکس ,




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مرداد 1386 و ساعت 10:08 قبل از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1386 و ساعت 04:08 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خبرهای دانشگاه ,

سلام بچه ها
جشنواره موضوعی نشریات دانشجویی سراسر كشور (ویژه نشریات علمی - تخصصی) اول و دوم مرداد در تهران برگزار شد.
این جشنواره را به تصویر ببینید. (كلیك كنید!)

جشنواره موضوعی نشریات دانشجویی سراسر كشور (ویژه نشریات علمی - تخصصی) كوی دانشگاه تهران، محل اسكان دانشجویان و مهمانان افتتاحیه جشنواره نشریات راه یافته دانشگاه مازندران به جشنواره (نشریه مدیریت برتر و دانش حسابداری)
بچه های مدیریت برتر در محیط جشنواره شام در دربند اختتامیه و عكس دستجمعی دوستان در جلو سر در دانشگاه تهران به همراه جوایز جوایز نشریه مدیریت برتر

نتایج این جشنواره:
نفر اول مقالات در رشته مدیریت؛ آقای عیسی نیازی، برنده لوح تقدیر جشنواره به همراه یك سكه بهار آزادی و تندیس جشنواره
نفر دوم مقالات در رشته مدیریت؛ آقای ایثار باتمان قلیچ، برنده لوح تقدیر جشنواره به همراه نیم سكه بهار آزای
نفرشایسته تقدیر مقالات در رشته مدیریت؛ آقای علی اصغر داودیان، برنده لوح تقدیر جشنواره
همگی از نشریه مدیریت برتر...
جمعا هشت نفر از اعضای نویسنده و اجرایی نشریه به این جشنواره دعوت شدند كه این این تعداد در جشنواره كم نظیر است.
همچنین این نشریه به عنوان برترین نشریه در رشته مدیریت در سطح كشور شناخته شد
و نیز در كل نشریات علوم انسانی به عنوان نشریه شایسته تقدیر لوح تقدیر دریافت نمود.

... تقریبا تمامی جوایز رشته مدیریت رو، مدیریت برتر درو كرد!
 وحالا برای شماره دوم آن، منتظر شما همكلاسی ها هستیم.
(بچه ها نظرتون درباره نحوه نمایش تصاویر چیه؟)
یا علــــــــــــی


نوشته شده در تاریخ شنبه 13 مرداد 1386 و ساعت 12:08 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

معرفی کتاب وکتاب الکترونیک ,

نیمه پنهان ماه 2 (همت به روایت همسر شهید)
كتاب خیلی تاثیر گذاریه. من كه خیلی چیزها از اون یاد گرفتم. مردانگی و رشادت در كنار محبت و مهربانی...

«...این را رویم نشد به حاجی بگویم؛ بگویم هیچ دختری با كسی كه از او می ترسد، ازدواج نمی كند.
یك سال بعد ...

... خواب هایی می دیدم كه بیشتر نگرانم می كرد.نیت چهل روز روزه و دعای توسل كردم. با خودم گفتم بعد از این چهل شب اولین كسی كه...

... آمدم دانشگاه و به بدتر از عقرب دچار شدم. دیدم همه بچه هایی كه قبل از انقلاب فرهنگی با هم بودیم، بچه هایی كه ادعای انقلابی بودن داشتند، مذهبی بودند، همه شان سر حال و قبراق، كت و شلوار پوشیده سر كلاس نشسته اند. آن وقت...»


شازده كوچولو (اثر آنتوان دوسن تگزوپری، ترجمه شادروان احمد شاملو)
كتاب خیلی معروف و قدیمی هستش كه به انتقاد به جامعه بشری اشاره داره. برعكس نام كودكانه اش بیشتر آدم بزرگ ها اونو خوندن!

«...اخترك چهارم اخترك مرد تجارت پیشه بود...
- خوب حالا تو آنها را تصاحب می كنی كه چه بشود
- كه دارا بشوم.
-خب دارا شدن به چه كارت می خورد
-به این كار كه، ‌اگر كسی ستاره ای پیدا كرد من ازش بخرم.
شهریار كوچولو با خودش گفت: این بابا هم منطقش یه خرده به منطق آن دائم الخمره می برد...
شهریار كوچولو راهش رو گرفت و رفت و همان جور كه می رفت تو دلش می گفت: -این آدم بزرگ ها راستی راستی چه قدر عجیبند!

... شهریار كوچولو در آمد كه: -آدم ها! می چپند تو قطارهای تندرو اما نمی دانند دنبال چی می گردند، این است كه بنا می كنند دور خودشان چرخك زدن. و بعد گفت: -این هم كه كار نشد...»


سه شنبه كه از بابلسر به سمت شهرمون می رفتم، تو اتوبوس تونستم این 2 تا كتاب رو تموم كنم.
كتاب های خیلی خوبی بودن و خواستم اینجا هم معرفی كنم كه بچه ها هم از اون استفاده كنن.
در ضمن دوستانی كه هر یك كتاب های بالا رو مطالعه كردند، حتما نظرشون رو از خوندن كتاب بنویسند.
بچه های دیگر هم كتاب هایی كه خوندن و به نظرشون خیلی خوبه، معرفی كنن، الانم تابستونه و وقت فراغت به نسبت بیشتره.
موفق باشید.
یا علــــــــــــی


نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مرداد 1386 و ساعت 11:08 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ شنبه 13 مرداد 1386 و ساعت 12:08 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

صفحات (2 صفحه)

1 2

مطالب پیشین

» ده سال گذشت ...
» درخواست همکاری!!!
» نوروز
» نوروز
» اندر حکایت وبلاگ‌نویسی
» بچه ها چه خبر؟
» گرامی داشت روز زن
» دل خواه
» از نوروز حکایت ...
» دی - دل !
»»» لیست کامل مطالب وبلاگ