تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - شصت و سه سال بعد

مناسبت ها ,



شصت و سه سال بعد
  

 در ساعتی كه هول مكرر داشت

دیوارهای خانه ترك برداشت

ممنوع بود رد شدن، اما زن

در دست، حكم(( رد شو و بگذر)) داشت

حسی لبالب از شعف و وحشت

حسی شگفت و دلهره آور داشت

در قلب او جوانه یك گل بود

یك سینه آرزوی معطر داشت

هر چه ستاره مست شد و رقصید

شب را صدای شادی و دف برداشت

صد صف فرشته، سجده به كودك كرد

آن لحظه عرش حالت دیگر داشت

 

( شصت و سه سال بعد ) همان كودك

یك صبح زود كه از در داشت-

می رفت سمت كوچه، زمین نالید

( از آنچه روز فاجعه در سر داشت )

بانگ اذان شنیده شد از مسجد

مردی برای دفعه آخر داشت...

: پاشو غریبه!

:كیست ؟

: منم!

( یعنی: اصرار بر هر آنچه مقدر داشت)

: ((قد قامت الصلوه))

: نه، وقتش نیست!

( در سجده، ضربه حالت بهتر داشت)

: ((سبحان رب...))

( و وقت مناسب شد

این سجده حكم وقت مقرر داشت)

: ((فزت و رب...))

(كعبه به خود لرزید

دیوارهای كوفه ترك برداشت)

مهدی زارعی

علی رفت تا علی بماند برای همیشه ...

یا علی


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 شهریور 1387 و ساعت 04:09 قبل از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------