تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - غیر مدیریت بازرگانی ۸۴ نخونند

خاطرات کلاس ,

سلام

پیتر دراکر حرف قشنگی میزنه:

مدیریت در نهایت عمل است.

مطلبی که پیش روی شماست شاید خنده رو بر لبان شما بیاره اما در واقع نقدیست بر نحوه ی عملکرد چندی از مدیران جامعه ی امروز که به اصطلاح خودشون سعی می کنند مدیریت رو یاد ما بدن.

نظر شما چیه؟!!

نویسندگان:

فاطمه دهقان. مریم خادم الحسینی. فرزانه ایوبی

ازآنجایی که رفته رفته رکودحاکم برسایت hamkelasi.ir به معضلی لاینحل دچارگردیده وبه علت عدم اقدام لازم ازجانب رییس جمهورمحترم به علت حضور درمکه مکرمه جمعی از اساتید دانشگاه مازندران بر آن شدند تا طی نشستی چالش های مربوطه را شناسایی و جهت رفع آن پیشنهاداتی ارائه دهند.

موضوع جلسه:حل معضل رکود حاکم بر سایت

و اما مشروح جلسه و گزارش لحظه به لحظه آن

هم اکنون ساعت 8 صبح است و استاد نیکلاس  (رئیس جلسه) با لبخند وارد می شود و بدون توجه به حضور اعضا نکاتی را در کمال آرامش بر روی وایت برد می نویسد.

همه اعضا حضور دارند به جز استاد جک  و استاد  الیور 

استاد جک  بعد از 15 دقیقه تاخیر با هیجان وارد جلسه شده و پس از مستقر شدن بر روی صندلی می پرسد:دوستان، درس مالی چنده؟

استاد ژپتو که هم از دیر آمدن استاد  جک  در جای خود بسیار ناراحت است، این سوال را بهانه کرده ومی گوید:استادی که جلسه به این مهمی را از کلاس درس تشخیص نمی ده استاد نیست که! تازه15 دقیقه و17 ثانیه و3 صدم ثانیه هم دیر آمدید.

استاد  دیوید  با چهرهای بشاش می گوید:دکتر!!! یه انشاالله بذار تنگش و یه دفعه بگو 16 دقیقه.

استاد جک لبخندی می زند و بعد از مکثی طولانی می گوید: ای آقا، من در اِمریکا هم که بودم بارها شده بود که حتی بعد از ختم جلسه می رسیدم این که چیزی نیست. 

جلسه که در این زمان از حالت طبیعی خود خارج شده بود، با هیس به هنگام استاد نیکلاس که همچنان در حال نوشتن است، آرام می شود.

استاد بیلی  نگاهی به جمع انداخت و گفت برادر الیور  هم که تشریف نیاورده اند هر چند می دانیم که حتمآ

دلیل موجهی داشته اند و اینجانب اصلا قصد تذکر دادن ندارم.

استاد جک  بعد از چند خمیازه طولانی با عصبانیتی که اصلا بر روی چهره اش دیده نمی شود، و فقط سعی می کند خود را جدی نشان دهد می گوید:ای آقا، این چه وضع سیستم آموزشیه؟ چرا کسی بر روی کسی نظارت ندارد؟ مشکل اصلی کشور ما عدم وجود مدیریت صحیح در مراکز آموزشیست.طی چند ماهی که بنده در اِمریکا ...

استاد ژپتو  با عصبانیت حرف او را قطع می کند ومی گوید حقتونه همتون دروغ گننی. یکیش خودت. مدیری که 15 دقیقه و17 ثانیه و3 صدم ثانیه با تاخیر وارد جلسه می شود...

استاد دیوید: انشاالله 16 دقیقه...

استاد ژپتو  : آقا بذار حرفمو بزنم. شما مدیرها باید نظم رو از ما حسابدارها یاد بگیرید.

استاد رابرتی که تا کنون به صحبت های جمع گوش فرا داده بود وارد بحث می شود.

استاد رابرتی  باتمسخر همیشگی اش جمله ای را می گوید که خودش هم نمی تواند آن را تحلیل کند:

کسی می تونه مدیر موفقی باشه که هر چی با مشکلات کلنجار میره نمی تونه اونا رو حل کنه و اون حتما بهتر از کسی که می تونه این مشکلات رو حل کنه ، مشکلات رو درک می کنه !!! و مطمئن باشید که اون فرد   OR رو در کنکور 70 در صد زده.(کسی هم بیشتر نمی تونه بزند!)

استاد میتیکمان که تا الان ساکت بود و سکوتش تعجب همگان را برانگیخته بود، از جمع عذر خواهی کرد و بعد از اینکه علت سکوت خود را  مشغول بودن فکرش در پروژه پرورش ماهی قزل آلا واقع در تنکابن ، بیان کرد، در جواب استاد رابرتی گفت کاملآ حق با شماست عجب جمله زیبایی. به به عجب جمله زیبایی واقعآ لذت بردم عجب جمله زیبایی حتمآ در کتابچه ام یادداشت می کنم شما هم مرقوم بفرمایید، عجب جمله زیبایی!!!

اساتید حاضر که از این گیر کردن سوزن استاد در این جمله پاک کلافه شده اند شروع به پچ پچ کردن می کنند استاد نیکلاس  یک مرتبه رو به استاد جرج کرده با جدیت!!! به او می گوید

یه لیست حضور غیاب بنویس !

استاد جرج  با صدای ارام و یک نواخت می گوید عرضم به خدمت شما قبلآ لیست بین اساتید دست به دست شده است.تازه یکی از اساتید برای جلسه ی بعدش هم حاضری زده است.

استاد نیکلاس  نگاهی به لیست می اندازد و با تعجب می گوید:چه کسی برای استاد الیور حاضری زده ؟ ایشان در جلسه ای مهمتر از این جلسه !!! در آلمان حضور دارن.

استاد جرج  : عرضم به خدمتتون چه جلسه ای مهمتر از این جلسه؟؟؟

که به دلیل پایین بودن تن صدایش کسی توجهی نمی کند!

استاد نیکلاس دوباره جلسه رارسمی می کندوازاستاد میتیکمان می خواهدکه به عنوان ریش سفیدجلسه ،جلسه راشروع کند:

استاد میتیکمان هم شروع می کند:همان طورکه جلسه قبل هم راجع بهش صحبت کردیم یک سری ازمشکلات سایت به مشکل تورم درجامعه بر می گردد که باعث و بانی آن افزایش نقدینگی درجامعه است که باعث تورم می شودونقدینگی زیاد باعث گرانی کالاها وبی ارزشی پول می شود وبی ارزشی پول تورم را به دنبال دارد که درنتیجه افزایش نقدینگی است .همان طور که گفتم افزایش نقدینگی یکی از مشکلات سایت است که تورم از طریق آن ایجاد می شودوگرانی را ایجاد می کند همه چی گران می شود بجز پول که ارزان می شود پس چی شد؟گفتیم نقدینگی در جامعه زیاد می شود پس تورم ایجاد می شود وهمان طور که من می دونم شما هم می دونید کالاها گران می شوند اما پول بی ارزش می شود وبی ارزش شدن پول در نتیجه تورم...

در همین لحظات استاد ژپتو  با عصبانیت از این تکرار مکررات جلسه را ترک می کند و تک تک اساتید دیگر نیز به دنبال او راهی می شوند.

0

0

0

هم اکنون ساعت یک ربع به 12 است تنها دو نفر در جلسه حضور دارند :

استاد میتیکمان که همچنان مشغول جا انداختن مبحث تورم و افزایش نقدینگی وارتباط آن با رکود سایت طی ماه های اخیر است

ونفر دوم استاد جک  و صدای خرو پف های او!!!

ومشکل رکود سایت همچنان به قوت خود باقیست.

یا چهارده معصوم

 


نوشته شده در تاریخ شنبه 1 دی 1386 و ساعت 09:12 قبل از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 5 دی 1386 و ساعت 10:12 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------