تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران - فقط-در زمین غربی ها-دویدیم

عمومی ,

   این مطلب که نقدی بر اوضاع حاکم بر دانشگاه های ما هست، تو ویژه نامه ششمین جشنواره دانشجویان ممتاز، مخترع، مبتکر و نوآور بسیجی و ایثارگر گذاشته بودم. چون افرادی که این نشریه رو گرفتند و خوندند از دانشگاه ما نبودند من نتونستم به خوبی از نظرات دیگران در مورد این مطلب استفاده کنم حالا خوشحال می شم اگر حوصله کنید و بخونیدش و نظرتون بگید.

*به ادامه مطلب رجوع کنید*

   یادم میاد  در مقطع دبیرستان  در حال تحصیل بودم که مقام معظم رهبری  در بیانات خود اشاره به نکاتی می کردند  که آن زمان معنای آن را متوجه نمی شدم:

« جنبش نرم افزاری ،تولید علم بومی»

   همیشه برام سوال بود که این عبارت یعنی چه ؟! و این سوال همواره درذهنم بود مانند دیگر سوالات این تیپی که برایم  ایجاد می شد برای یافتن پاسخ سراغ کسی نرفتم تا آنکه خودم به عینه اونا را لمس کرده ودرکش کنم.

   دوران دبیرستان طی شد  من هم مثل خیلی های دیگه وارد دانشگاه شدم و فکر میکردم که دیگه به سرزمین آرزوهام وارد شدم واینجا همان بهشتی است که 12سال تو خواب و رویاهام دنبالش  می گشتم .

   با خودم گفتم حالا که تو این بهشت دارم با کمال آرامش  ودر نهایت لذت زندگی می کنم  شاید بتونم جواب اون سوالم رو هم پیدا کنم باز هم طبق معمول از کسی نپرسیدم  چون میدونستم خواسته اون خواسته مقام معظم رهبری باید تو اینجا عملی بشه گفتم که پس می تونم با پرسه در حوالی این بهشت که باید  به مثابه یک کارخانه  علم تولید کنه معنای جمله رو بفهمم.

   رفتم سر کلاس  کلاسی که دیگر در آن دانش آموز نبودیم تا معلم بگوید وما یاد بگیریم  ، ما را دانش جو صدا می زدند .ما باید به دنبال علم می دویدیم!   وشیوه ی این دویدن رو باید از کسانی یاد می گرفتیم  که آنها رو استاد می گفتند .

   استاد مربی آمد و برای آغاز تمرین کتابی معرفی کرد:

«اصول........از دکتر ......دانشگاه ...... امریکا ،ترجمه ی خودم »

و وقتی به تاریخ تالیف کتاب نگاه کردم به صورت جالبی دیدم نوشته سال ......میلادی .(نمیخواد فکر کنی این چند نقطه کی هست بر می

گرده به همون زمانی که بابا بزرگ من و تو ،داشتن تو مکتب خانه ها  انشا می نوشت تا از آوان کودکی ، خلق و ایجاد و ابداع کردن را بیاموزد .)

   خیلی از اساتیدم خوشم اومد .هیچ مربی ای در همون ابتدا ی تمرین نمی تونست تا این اندازه دونده رو گرم کنه وبرا ی ادامه ی مسیر آماده اش کنه .

   رفته رفته تمرین ها سنگین تر می شد وهر گونه غیبت در سر تمرین ها عواقب جبران ناپذیری رو در پی می داشت  چون نظریات اساتید غربی که سالیان گذشته بیان شده مطرح می گردید و اگر  با این نظریات آشنا نمی شدی بدنت آماده دویدن نبود.

   کار به همین منوال ادامه یافت و همچنان همان عبارت بالا توسط  تمام  افراد بیان می شد و آن را گرامی داشته و برای آن همایش می گرفتند:«جنبش نرم افزاری ،تولید علم بومی »و دانش جویان محترم نیز در حالی که دائما این عبارت را زمزمه می کردند  به دنبال نمره می دویدند  تا استاد مربی های عزیز قبولی آنها در تمرین های پیش از مسابقه را تایید کنند .

   به پیشنهاد دو انشجوی عزیز برای اینکه  تمارین دائما برای دوستان تداعی شود،تصاویر  اسامی و خلاصه  زندگی  مربیان بزرگ  غربی (البته آن ها تمرین نمی دادند کالا تولید می کردند )و تنی چند از ایرانیانی که اگر چیزی هم تولید کرده باشند تا الان به ما نشان نداده اند رادر راهرو نصب کردند و با عبارت:

«see management famous men saloon…»

 از تمام دوندگان دعوت کردند تا بدانند چه کسانی سازنده ی تمارین آنها بودند

   به واسطه این پیشنهاد  و تمامی مطالب دیگر بیان شده ی دانشگاه ما کاملا تبدیل به یک پیست دو غربی شد .این خیلی  خوب بود.  دیگر اینجا می شد براحتی تمرین کرد و مطمئن بود که اگر تلاش کنی  یک دونده قوی می شوی.

   خوب حالا اگر بخوایم  یه نگاه کلی داشته باشیم در مجموع تودانشگاه هامون یک پیست شبیه سازی شده داریم که کاملا  غرب رو برای ما تداعی  می کنه و تو دانشجوی ایرانی  تلاش می کنی، در این پیست به خوبی تمرین می کنی و وقتی فارغ التحصیل  بشی می بینی که خوب ایران اصلا شبیه اون زمین تمرینتون نیست پس چه می کنیم می ریم به جایی که پیست  از روی آن شبیه سازی شده و اگر تلاشت در حد اعلا نباشه باید بری غاز بچرونی .

   و نتیجه ی دیگر بحث آن می شود که دانشگاه های ما به عنوان سبزترین دانشگاه های جهان و به عنوان بزرگ ترین  حامی محیط زیست معرفی می شوند زیرا که در آن چیزی تولید نمی شود تا مبادا  به محیط  اجتماعی  مان خدشه ای وارد شود و محیط زیستمان را آلوده کند و در عین حال در این دانشگاه ها پیست های تمرین  دو و میدانی وجود دارد که موجبات سلامتی  را به بار می آورد و ما در آن فقط دویده ایم! ...

 

 


نوشته شده در تاریخ جمعه 16 آذر 1386 و ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط کمیل شفقت
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------