تبلیغات
همکلاسیا - دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 84 دانشگاه مازندران

خبرهای دانشگاه ,

 

سلام بچه ها
فقط بدونید از گذاشتن این مطلب زیاد دل خوشی ندارم.
منم دعا كنید...
یا علــــــــــــی

سازمان سنجش آموزش كشورسازمان‌ سنجش‌ آموزش‌ كشور بدین‌ وسیله‌ به‌ اطلاع‌ كلیه‌ متقاضیان شركت كننده در آزمون ورودی تحصیلات تكمیلی (دوره‌های‌ كارشناسی‌ ارشدناپیوسته‌ داخل‌) سال‌1388 و المپیاد علمی دانشجویی كشور می رساند كه ثبت نام برای شركت در آزمون مذكورو از طریق اینترنت از ساعت 9 صبح روز یكشنبه 12/8/87 آغاز و در پایان‌ روز دوشنبه20/8/1387 پایان‌ می‌پذیرد، لذا كلیه‌ داوطلبان‌ متقاضی‌ ثبت نام...

ادامه خبر


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آبان 1387 و ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خیلی بده که ترم آخر باشی اما هیچکیو تو دانشگاه نبینی که آشنا نباشه

نه اینکه هیچکی نباشه ها!!!!!!!!!!!!!!!ولی کلا وقتی 90درصد آدمهایی رو که میبینی  رو نمیشناسی یه احساس غریبونگی بهت دست میده

85------------------86-----------------------------------------------87

87ای ها هم اومدن!!!!!!!!!!!!!!یه ماه هم درس خوندن!الان دیگه اونا هم  دیگه خودشونو ورودی جدید جدید نمی دونن

سه سال هم گذشت الان تو سال چهارمیم

الان حرفشو میزنم ولی ایشالله یه اردو بعد امتحان ارشد یا آخر ترم بعد با هم بریم

دارین میرین ما رو هم ببرین    البته قاچاقی!!!!!!!!!!!!!

آرزوی موفقیت و سلامتی و پیروزی رو بر همتون دارم


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 مهر 1387 و ساعت 02:17 بعد از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ دوشنبه 29 مهر 1387 و ساعت 02:26 بعد از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خبرهای دانشگاه ,

سازمان سنجش آموزش كشورسازمان سنجش آموزش كشور بدین وسیله به اطلاع كلیه داوطلبان متقاضی ثبت نام و شركت در آزمون ورودی تحصیلات تكمیلی (دوره‌های كارشناسی ارشد ناپیوسته داخل) سال 1388 و چهاردهمین دوره المپیاد دانشجویی كشور می رساند كه ثبت نام برای شركت در آزمون ورودی تحصیلات تكمیلی (دوره‌های كارشناسی ارشد ناپیوسته داخل) سال 1388 از ...
ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مهر 1387 و ساعت 09:10 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,


 

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مهر 1387 و ساعت 08:10 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

خبرهای کلاس ,

سال تحصیلی جدید بر همه دانشگاهیان مبارك!
به خصوص به همكلاسیا كه وارد سال چهارم شون شدن!



البته می بخشید بنده از این محبت محروم شدم ولی برای همتون آرزوی موفقیت می كنم. ضمنا یه مطلب (بیشتر برای كلاس اولی هاست!) تو سایت جریان آنلاین نوشتم. اگه خواستین برین بخونین، امیدوارم لذت ببرین...
یا علــــــــــــی
 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 مهر 1387 و ساعت 11:09 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

عمومی ,

۱-یک ورودی جدید هر روز با کفش های واکس زده، صورت صفا داده شده (آقایون رو می گم!)، موهای جل و کتیرا زده شده به دانشگاه حضور به عمل می رساند! و برخلاف اونها هر چه سن بالاتر میره و آدم سال بالایی تر میشه با ظاهری ساده تر در جمع ( وشاید هم فرد!) حضور به هم میرسونه! 

2- 90 درصد افرادی که با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ورودی جدید هستند.( اون ده درصد دیگه هم به نوعی ورودی جدید محسوب می شن البته به مقطع فوق لیسانس!) ... بر خلاف اونها سال بالا بالایی ها فوقش یه برگه کاغذ در دست دارند. (که همون هم یک برگه تبلیغاتیه که یکی بهشون داده و واسه اینکه دستشون خالی نباشه و ایضا نشون بدن که تو این چند سال که دانشگاه بودن چقدر فرهنگشون بالا رفته که ننداختنش روی زمین.)

3- یک ورودی جدید همواره حداقل 4 رنگ خوددکار در کیفش پیدا می شه، اما ... لطفا از من نخواهید که بگم تو کیف برخی سال بالایی ها چی پیدا میشه! مخصوصا [ ...] های سال بالایی!

4- اگه دید فردی که از کنارتون رد شد بوی عطر و ادکلن میده (آخرش ما نفهمیدیم که فرق این عطر و ادکلن چیه؟!) مطمئن باشید ورودی جدیده ... و اگه بوهای دیگه ای همچون بوی [...] میده به احتمال فراوان از ورودی های قدیم است. ( ای بابا! شما ها چقدر ذهنتون منحرفه! منظورم از [...] سیگار بود نه چیزای دیگه!)

5- اصولا یه ورودی جدید از کلاس درس به ندرت خارج میشه و دوست داره تمام یک وساعت و نیم رو در محضر استاد باشه و از صحبت هاش به فیض برسه و تنها در صورت بوجود آمدن مشکل( که دیگه اونو نمیشه کاری کرد!) مجبور میشه از کلاس بیرون بره،و البته برای اینکارش از استاد اجازه هم میگیره! و پس از اتمام مشکل پیش آمده سریعا به کلاس برمیگرده، در نقطه ی مقابل یه سال بالایی انگار که یه جورایی مشکل داشته باشه (منظورم صندلیشه!) حتما باید در طول کلاس سه چهار دفعه بره بیرون! لازم به توضیح است که هر دفعه بیرون رفتنش هم بین 25 تا سی دقیقه طول می کشه 

6- اگه احساس کردید فردی که داره باهاتون صحبت می کنه داره هموجور زور می زنه تا فارسی رو سلیس و روان صحبت کنه و هی می خواد تهرونی بشکونه و البته بین حرفاش هم هی سوتی میده و لهجه اصلی اش نمایان میشه، طرف یک ورودی جدیده و اما اگه دیدین یک نفر خیلی راحت داره با لهجه مشهدی غلیظ صحبت می کنه نود و نه درصد احتمال بدین اون یک سال بالایی باشه.

 7- اگه آخر ترم وارد اتاق استادی شدید و مشاهده کردید که یه نفر واسه 25 صدم نمره اشک تو چشاش جمع شده و به استاد میگه اکه بهش نمره نده معدلش الف نمیشه، خوب واضحه که اون ورودی همون ساله ... و اگه دید یه نفر پاچه های استاد رو داره می خوره که نمره ی یک و نیمش رو نه ونیم کنه تا مشروط نشه خوب اینم معلومه که از اون سال بالایی هاست! 

تذکر پایانی: لازم به توضیح نیست ولی برای پربیننده شدن وبلاگمون می گم که این راهکارها نتایج حضور 4 ساله یک دانشجو در محیط دانشگاهی بوده و فاقد هر گونه پشتوانه تحقیقاتی و علمی می باشد و قابلیت ترجمه شدن را هم ندارد!


نوشته شده در تاریخ شنبه 6 مهر 1387 و ساعت 05:09 قبل از ظهر توسط محمد رحمانی
ویرایش شده در تاریخ شنبه 6 مهر 1387 و ساعت 04:09 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

آنجا که حسین در صحنه است، اگر در صحنه نباشی،
هرکجا میخواهی باش!
چه ایستاده در نماز و چه نشسته درشراب
هر دو یکی است
"شهید گلستانه"
هفته دفاع مقدس گرامی باد

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 مهر 1387 و ساعت 06:09 قبل از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 4 مهر 1387 و ساعت 05:09 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,

امام علی (ع)

التماس دعا...


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 شهریور 1387 و ساعت 07:09 قبل از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 31 شهریور 1387 و ساعت 06:09 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مناسبت ها ,



شصت و سه سال بعد
  

 در ساعتی كه هول مكرر داشت

دیوارهای خانه ترك برداشت

ممنوع بود رد شدن، اما زن

در دست، حكم(( رد شو و بگذر)) داشت

حسی لبالب از شعف و وحشت

حسی شگفت و دلهره آور داشت

در قلب او جوانه یك گل بود

یك سینه آرزوی معطر داشت

هر چه ستاره مست شد و رقصید

شب را صدای شادی و دف برداشت

صد صف فرشته، سجده به كودك كرد

آن لحظه عرش حالت دیگر داشت

 

( شصت و سه سال بعد ) همان كودك

یك صبح زود كه از در داشت-

می رفت سمت كوچه، زمین نالید

( از آنچه روز فاجعه در سر داشت )

بانگ اذان شنیده شد از مسجد

مردی برای دفعه آخر داشت...

: پاشو غریبه!

:كیست ؟

: منم!

( یعنی: اصرار بر هر آنچه مقدر داشت)

: ((قد قامت الصلوه))

: نه، وقتش نیست!

( در سجده، ضربه حالت بهتر داشت)

: ((سبحان رب...))

( و وقت مناسب شد

این سجده حكم وقت مقرر داشت)

: ((فزت و رب...))

(كعبه به خود لرزید

دیوارهای كوفه ترك برداشت)

مهدی زارعی

علی رفت تا علی بماند برای همیشه ...

یا علی


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 شهریور 1387 و ساعت 04:09 قبل از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مطالب عرفانی و شاعرانه ,

کلاغ لکه ننگی بود بر دامن آسمان و وصله ناجور بر لباس هستی و صدای ناهموار و ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس. با صدایش نه گلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی می نشست صدایش اعتراضی بود که در گوش زمین می پیچید.
کلاغ خودش را دوست نداشت و بودنش را. کلاغ از کائنات گله داشت. کلاغ فکر می کرد در دایره قسمت نازیبایی ها تنها سهم اوست و نظام احسن عبارتی است که هرگز او را شامل نمی شود.
کلاغ غمگینانه گفت: کاش خداوند این لکه سیاه را از هستی می زدود و بالهایش را می بست تا دیگر آواز نخواند.
خدا گفت: صدایت ترنمی است که هر گوشی آن را بلد نیست. فرشته ها با صدای تو به وجد می آیند. سیاه کوچکم! بخوان! فرشته ها منتظر هستند. و کلاغ هیچ نگفت.
خدا گفت: سیاه چونان مرکب که زیبایی را از آن می نویسند و تو این چنین زیبایی ات را بنویس و اگر نباشی جهان من چیزی کم دارد. خودت را از آسمانم دریق نکن. و کلاغ باز خاموش بود.
خدا گفت : بخوان! برای من بخوان. این منم که دوستت دارم سیاهی ات را و خواندنت را.
و کلاغ خواند. این بار اما عاشقانه ترین آوازش را خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد.

(نوشتهء عرفان نظر آهاری)


نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1387 و ساعت 12:09 بعد از ظهر توسط علیرضا حسین نژاد
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

صفحات (29 صفحه)

... 3 4 5 6 7 8 9 ...

مطالب پیشین

» ده سال گذشت ...
» درخواست همکاری!!!
» نوروز
» نوروز
» اندر حکایت وبلاگ‌نویسی
» بچه ها چه خبر؟
» گرامی داشت روز زن
» دل خواه
» از نوروز حکایت ...
» دی - دل !
»»» لیست کامل مطالب وبلاگ